پيتزا
چند شب پيش با آبتين و پدر رفتيم فست فود " چينو " . به آبتين كه خيلي خوش گذشت . پسر خيلي خوبي هم بود تا ما بتونيم غذامونو با خيال راحت تا آخرش بخوريم. دست پسر گلم درد نكنه.
جالب اينجا بود كه پسرهايي كه مي اومدن و ماهاشونو حسابي ژل زده بودن براي آبتين خيلي جالب بودن . بلند بهشون مي گفت " عافيت" فكر مي كرد موهاشون خيسه و تازه از حموم اومدن بيرون . بعد مي گفت " مو نداره ، كچله " بعدش هم بلند مي گفت " عمو نياااا، برو "
هر چي منم مي گفتم آبتين ولش كن خودش ميره ، ول كن ماجرا نبود و اونجا شده بود مسئول امر به معروف و نهي از منكر رستوران

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پيتزا
